محمد معصوم البكري ( نامى )
80
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
جزء سيوم در ذكر ايالت حكام ارغونيه و مدت حكومت و وقايع محاربات ايشان - ذكر مجملى از احوال امير ذو النون ارغون - امير ذو النون بن مير ( حسن ) بصرى كه به صفت شجاعت و بهادرى از اكثر شجعان الوس ممتاز بود ، در زمان سلطان ابو سعيد ميرزا در سلك ملازمان ايشان بسر مىبرد ، و به روز رزم و كارزار كوششهاى مردانه ازو بوقوع مىآمد . بنا بران منظور نظر عنايت و ملحوظ تربيت و رعايت ابو سعيد ميرزا گشت ، و باصناف انعام و احسان محسود اماثل و اقران شده مرتبهء او از اقربا و اخوان برگذشت . و بعد از واقعهء قراباغ ، امير ذو النون در ملازمت پدر خود به هرات شتافته ، روزى چند در خدمت سلطان يادگار ميرزا نيز گذرانيد ، و بعد ازان به سمرقند رفته پرتو التفات سلطان احمد ميرزا بر وجنات احوالش تافت . و دو سه سال دران ديار بسر ( f . 55 b ) برده . بعد ازان به سبب منازعتى كه در ميان امراى ترخان و ارغون بوقوع پيوست ، نوبت ديگر روى توجه بخراسان نمود . و چون منظور نظر سلطان حسين ميرزا شد ايالت ولايت غور و زمين داور را بوى تفويض نمودند ، و حال آنكه در آنولا احشام هزاره و تكدرى بران حدود استيلاى تمام داشتند . امير ذو النون در شهور سنه اربع و ثمانين و ثمانمايه با اندك لشكرى متوجه آن صوب گشته ، در مدت سه چهار سال چند نوبت به آن جماعة محاربت فرموده ، بدولة خاقانى در همه معارك مظفر و منصور گشت و ولايت مذكوره را در حيز تسخير و تصرف در آورد . و احشام هزاره و تكدرى و سائر احشام چون